ساختاردرمعماری یکی ازمهمترین اساس های  معماری محسوب می شود . به نظر من در کشور ما این اصل فراموش شده است چرا که هیچ حساسیتی دردرون معماران وجود ندارد و این موضوع باعث می شود تا معماران به شکل بیرونی با آن برخورد کنند. پیروی از سبکهای معماری و یا تقسیم کردن معماری باعث شده است تا گروه هایی درحوزه معماری بوجود آیند و بین آنها رقابت حاصل شود و آنها را در حصاری از دانستگیها محدود سازد.آیا رقابت باعث پیشرفت در معماری می شود؟ معماران در حال حاضر هیچ تازگی در معماری نمی توانند ایجاد کنند و این امر بسیار مهم ، برای معماران معنایی ندارد چون نمی توانند افکارشان را از گذشته جدا سازند ونگاه تازه ای به معماری داشته باشند. یکی از دلایل این امر بی توجهی به کارآموزان این رشته است .  چرا دردانشگاههایی که رشته معماری تدریس می شود هیچ معمارخلاقی از آن دانشگاه بیرون نمی آید . دلیل این همه کم کاری چه می تواند باشد ؟ به هر حال مشکلات زیادی وجود دارد که من به آنها نمی پردازم . دیدگاه یا نگاه یک معمار به معماری است که هویت معماران را شکل می دهد . چگونه می توانیم برای خود دیدگاهی داشته باشیم یا اینکه دیدگاهی بسازیم؟؟؟ مسلم است که با مطالعه کردن و گسترش اطلاعات در رابطه با حوزه معماری می توان دیدگاهی در این رابطه بدست آورد. اما موضوعی هست که باید به آن بپردازیم ، آیا دیدگاهی که ما با مطالعه و کسب آگاهی بدست می آوریم کهنه نیست یا اینکه مطالبی که ما مطالعه می کنیم و دیدگاهی برای خود می سازیم برای معمار دیگری نیست . پس ما مطالبی را می آموزیم که قبلا به آن پرداخته شده است .به نظر شما نگاه ها کهنه و خاک خورده نیستند ؟؟

پس چرا ما باید به دنبال معماری برویم که مرده و به گذشته واگذار شده است ؟

شاید این سوال برای شما پیش بیاید که مگر می شود بدون اطلاع قبلی معماری را درک کرد یا با بی توجهی به معماری پیشین معماری عصر حاضر را لمس کرد . منظور من این است که به سراغ گذشته برویم اما اسیر معماری گذشته نشویم . سبکهای مختلفی بوجود آمده و میان معماران این سبک ،همیشه اختلاف سلیقه ای هست . چرا باید دیدگاهای گوناگونی در عرصه معماری وجود داشته باشد. تکه تکه کردن معماری باعث واژگونی آن می شود اما کسی به این موضوع توجه نمی کند و سعی می کنند هرچه بیشتر آن سبکی را که در دست دارند گسترش دهند و سبکهای دیگر را به فراموشی بسپارند . اندیشه های معماران گوناگون است یا اینکه طرحهای معمارا ن گوناگون است . عده ای در رأس معماری هستند چون زودتر از بقیه معماران طرحی که شبیه آن ایده یا سبک باشد طراحی کرده اند و معماران دیگر بصورت مکانیکی اطراف او را احاطه می کنند تا از موقعیت اجتماعی عقب نمانده باشند .

 یکی از سوالاتی که برای هرمعماری مطرح می شود این است که یک معمار باید دارای چه خصوصیاتی باشد ؟؟؟ سوال فوق ، بسیار کلیدی است که کمتر معماری به این موضوع می پردازند . من سعی دارم درکنار شما به بررسی  این موضوع که ارزش بسیاری برای معماران دارد بپردازیم . خصوصیات یک معمار با خصوصیات شخصی یا همان رفتار شخصی یک معمار، متفاوت است. اما متاسفانه توجهی به این موضوع نمی شود.هرمعماری با توجه به موقعیتش سبکی را انتخاب می کند و در راستای سبک انتخاب شده طراحی می کند. مسلم است که برای طراحی در معماری نیاز به زمان داریم و این مدت زمانی که ما صرف طراحی می کنیم به ما اجازه نمی دهد تا به موضوع دیگری فکر کنیم . مثل این است که ما زمان مطالعه کردن ، حواسمان به مطالعه کردن نباشد. هنگامی که معماری از طراحی کردن دست می کشد ، دیگر معمار نیست .این موضوعی است که باعث می شود معماران که فکرمی کنند در تمام لحظات زندگی معمار هستند ، در دنیایی دیگر زندگی کنند یعنی دنیای که وجود ندارد . زمانی که معماری دست از کار می کشد دیگرمعمار نیست تا زمانی که دوباره به سراغ طراحی کردن برود. این ذهنیت که معمار همیشه و در هر شرایط و هر موقعیتی معمار است اشتباه است . اکثر معماران در زندگی روزمره خود زمانی که با خانواده هستند سعی بر این دارند که به اطرافیان بگویند که معمار هستند . چرا که موقعیت دروغین برای خود می سازند ودرگیر موقعیت ساخته شده می شوند واین موضوع باعث می شود تا معماران به جای اینکه به فکر طراحی باشند ،به فکر اتفاقهای افتاده در خارج از حوزه طراحی باشند . من تصمیم دارم به بررسی شخصیت معماران برتر جهان از تمامی سبکها بپردازم و در ادامه  خواهیم دانست شخصیت معماران و نگاهشان به هستی به چه اندازه در طراحیشان نقش اساسی دارد.   

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/08/17ساعت 20:19  توسط سید امیرحسین متحملیان  |